close
تبلیغات در اینترنت
اعترافهای تکان دهنده طنز
یکشنبه 25 آذر 1397
اعترافهای تکان دهنده طنز اعتراف می کنم مدتی پیش در حال رانندگی به سمت منزل بودم و می خواستم بپیچم تو خیابون که دستم از روی فرمون سر خوردهل شدم می خواستم...... بقیه در ادامه مطالب می خواستم فرمون رو بگیرم دستام به هم پیچ خورد همزمان برف پاک کن خوردتا فرمون رو گرفتم نزدیک بود برم عقب یه ماشین که پارک بودزدم رو ترمز ماشین خاموش کرداومدم روشن کنم به ماشین تا استارت زدم یه متر پرید جلو خورد عقب ماشین جلوییکلاج گرفتم روشن کردم زدم دنده عقب گفت خررررررررررررتکلاج رو محکم فشار دادم زدم دنده عقب افتادم…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • melika
  • ronak
  • kami
  • just-m-p
  • reza
  • elenajoon
تبلیغات
جای تبلیغات شما
تنهایی در صفحات اجتماعی


lenzor.com/tanhaee98



instagram.com/tanhaee98


سیم کارت خود را شارژکنید
❤しѲ√乇❤

I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you

♥♥HEART♥♥


╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1528
  • کل نظرات : 145
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 244
  • افراد آنلاین : 4
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 466
  • بازدید دیروز : 8,558
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 10
  • آی پی امروز : 26
  • آی پی دیروز : 87
  • بازدید هفتگی : 19,806
  • بازدید ماهانه : 28,673
  • بازدید سالانه : 275,118
  • بازدید کل : 1,024,090
  • اطلاعات
  • امروز : یکشنبه 25 آذر 1397
  • آی پی شما : 54.159.51.118
  • مرورگر شما :
آخرین کاربران
اتاق آرزو
قلب من

قـــلب من...

دموکراتیــک ترین دولت دنیاسـت.

آنقدر که تو را نیز همچون خودم

 از ته دل دوسـت میدارد.

هیس…!

هیس

حواس تنهایی ام را

با خاطرات

باتو بودن

پرت کرده ام…

بگو کسی حرفی نزند

بگذار

لحظه ای ارام بگیرم

آغوشــــ تــــ♥ـــــو

سهم “من” از “تو

عشق نیست ،

ذوق نیست ،

اشتیاق نیست ،

همان دلتنگی بی پایانی است

که روزها دیوانه ام می کند!!

فال حافظ
ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !
 ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...
ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ ..
ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ...
ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
کدومش قشنگ تره؟؟!!





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
< سایت عاشقانه 72 لاو =============
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
Welcome To Tanhaee98

خداوندا...

تــو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت

خداوندا..

مرا مگذار تـــنها لحظه ای حتی به خود ..

 

*********************

فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی (اوریفلیم) سایت تنهایی98

از تاریخ 96/6/6 شروع به کار میکند.


تمامی محصولات اصل و اورجینال بوده و کاملا گیاهی هستند.


به مدیریت : ملیکا (زهرا) رشیدی

برای سفارش و مشاوره رایگان با آیدی تلگرام

telegram.me/ZahraRsh73

در ارتباط باشید


آدرس اینستاگرام لوازم آرایشی ما :

oriflame_soed_m@

برگزار کننده مسابقات بزرگ اوریفلیم به همراه اهدای جوایز ویژه


فروشگاه گل کاغذی

با سلام خدمت همه ی بازدیدکننده های عزیز سایت تنهایی98


سایت تنهایی98 مفتخر است که همراهان و دوستدارانی همچون شما را دارد که همیشه

باعث پیشرفت و دیده شدن این سایت بودید.و در همه ی امور ما را یاری کردید.


اینبار این سایت قصد دارد تا در جشن ها و شادی های شما شریک شود

و به شما در برپایی جشنی زیبا برای تولد ، نامزدی و... یاری دهد.

از این پس میتوانید تم های تولد و جشن مورد علاقه ی خود را از اینجا و با قیمت مناسب و کیفیت عالی تهیه کنید.



برای مشاهده ی نمونه های بیشتر میتونید به کانال تلگرام 

https://t.me/tanhaee98_Decorative_flower

مراجعه کنید.

اعترافهای تکان دهنده طنز
  • تعداد بازدید : 240
  • %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

    اعترافهای تکان دهنده طنز

    اعتراف می کنم مدتی پیش در حال رانندگی به سمت منزل بودم و می خواستم بپیچم تو خیابون که دستم از روی فرمون سر خورد
    هل شدم می خواستم......

    بقیه در ادامه مطالب

     می خواستم فرمون رو بگیرم دستام به هم پیچ خورد همزمان برف پاک کن خورد
    تا فرمون رو گرفتم نزدیک بود برم عقب یه ماشین که پارک بود
    زدم رو ترمز ماشین خاموش کرد
    اومدم روشن کنم به ماشین تا استارت زدم یه متر پرید جلو خورد عقب ماشین جلویی
    کلاج گرفتم روشن کردم زدم دنده عقب گفت خررررررررررررت
    کلاج رو محکم فشار دادم زدم دنده عقب افتادم تو جوب !!!
    خلاصه هرچی ذره ذره آبرو جمع کرده بودم  یه لگد زدم و همش رو ریختم

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم با دوستم دعوام شد
    در اولین اقدام انتقام جویانه شماره موبایلشو دادم به عنوان فروشنده گوسفند زنده تو نیازمندی ها چاپ کنن

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم چند وقت پیش کامبیز دیرباز رو تو ماشینش  دیدم
    اومدم بگم شما کامبیز دیربازی؟
    گفتم شما کامباز دیربیزی !!!
    خودش از خنده با کله رفت تو فرمون !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم تا ۱۴ سالگی فکر می کردم
    اگه مغز حیوانات رو بخورم باهوش می شم و آی کیوم می ره بالا !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم بچه که بودم فکر می کردم
    این برچسب های تبلیغاتی که روی در خونه ها می چسبونن یه چیزی توی مایه مدال ژنرالهاست !!!

    هر کی بیشتر داشته باشه وضعش بهتره هی می رفتم برچسب همسایه ها رو می شمردم که یه وقت اضافه تر از ما نباشه !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم بچه که بودم کلید خونمونو بر می داشتم رو یه کاغذ هم یه نقشه می کشیدم
    می بردم تو باغچمون خاک می کردم بعدا خودم می رفتم پیداشون می کردم میگفتم نقشه گنجه اینم کلید صندوقشه !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم
    همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون
    من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم در دوران کودکی و جاهلیتم فکر می کردم
    مو خوره یه جور حشره است که تو سر زندگی می کنه و مو رو می خوره !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم یه بار رفتم دستشویی شروع کردم به باز کردن دکمه های پیراهنم
    دیگه داشتم می رسیدم به دکمه ی آخر پیرهنم که یادم افتاد نباید پیراهنم رو در بیارم !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم بچه که بودم تا ۶ سالگی وقتی سرمو می ذاشتم رو بالش که بخوابم
    نبض روی شقیقه هام صدای تیک تیک می داد و منم نمی فهمیدم که نبضم داره می زنه
    فک می کردم بالشتم کرم داره وقتی سرمو میذارم روش کرم ها اون تو رژه می رن  !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم تو تاکسی نشسته بودم
    نزدیکای مقصد به جای اینکه بگم ممنون پیاده می شم بلند گفتم : خسته نباشید !!!
    اینقدر تابلو بود دیگه نتونستم کاری کنم جز اینکه سریع پیاده بشم !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم تو مجلس ختم شوهر عمم به عمم به جای اینکه بگم غمه آخرتون باشه

    گفتم : ایشالا آخر عمرتون باشه !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی رفتن بخاطر ترس در و تا آخر باز می ذاشتم
    روز اول مدرسه  طبق عادت همیشگی رفتم دستشویی مدرسه و در هم باز گذاشتم
    یه لحظه برگشتم دیدم نصف مدرسه به اضافه ناظم جمع شدن جلوی دستشویی دارن بهم می خندن

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم رفتم مغازه سیگار بگیرم
    گفتم : آقا یه بسته وینستون بده
    مغازه دار گفت : لایت باشه ؟
    یهو یکی از پشت سرم گفت : آره لایت باشه بچم گلوش اذیت نشه
    برگشتم دیدم بابام پشت سرمه !

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

    اعتراف می کنم با رفیقم وایستاده بودیم سر خیابون یکی رد شد به دوستم سلام داد
    گفتم : این اسکول مشنگ کی بود ؟
    گفت : دامادومونه !!!

     

    %www.Imodel.ir اعترافهای تکان دهنده طنز

     

     

    اعتراف می کنم رفته بودم دیدن یکی از فامیلامون که تازه فارغ شده بود
    بچه رو بغل کردم می خواستم بگم ایشالله زنده باشه گفتم ایشاالله زنده می مونه !!!

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی