close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه نامه شگفت انگیز
دوشنبه 27 خرداد 1398
  داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند! این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …  داستان در ادامه مطالب  جولیای عزیزم سلام …بهترین آرزوها را برایت دارم همسر مهربانم. همانطور که پیش بینیمی کردی سفر خوبی داشتم. در رم…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • melika
  • ronak
  • kami
  • just-m-p
  • reza
  • elenajoon
تبلیغات
جای تبلیغات شما
تنهایی در صفحات اجتماعی


lenzor.com/tanhaee98



instagram.com/tanhaee98


سیم کارت خود را شارژکنید
❤しѲ√乇❤

I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you

♥♥HEART♥♥


╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1526
  • کل نظرات : 145
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 250
  • افراد آنلاین : 4
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 240
  • بازدید دیروز : 5,898
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 11
  • آی پی امروز : 40
  • آی پی دیروز : 130
  • بازدید هفتگی : 240
  • بازدید ماهانه : 40,775
  • بازدید سالانه : 284,607
  • بازدید کل : 1,360,316
  • اطلاعات
  • امروز : دوشنبه 27 خرداد 1398
  • آی پی شما : 54.147.29.160
  • مرورگر شما :
آخرین کاربران
اتاق آرزو
قلب من

قـــلب من...

دموکراتیــک ترین دولت دنیاسـت.

آنقدر که تو را نیز همچون خودم

 از ته دل دوسـت میدارد.

هیس…!

هیس

حواس تنهایی ام را

با خاطرات

باتو بودن

پرت کرده ام…

بگو کسی حرفی نزند

بگذار

لحظه ای ارام بگیرم

آغوشــــ تــــ♥ـــــو

سهم “من” از “تو

عشق نیست ،

ذوق نیست ،

اشتیاق نیست ،

همان دلتنگی بی پایانی است

که روزها دیوانه ام می کند!!

فال حافظ
ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !
 ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...
ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ ..
ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ...
ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
کدومش قشنگ تره؟؟!!





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
< سایت عاشقانه 72 لاو =============
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
Welcome To Tanhaee98

خداوندا...

تــو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت

خداوندا..

مرا مگذار تـــنها لحظه ای حتی به خود ..

 


داستان کوتاه نامه شگفت انگیز
  • تعداد بازدید : 189
  •   داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود!

    به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند!

    این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش

    به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود

    نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …

     داستان در ادامه مطالب

     

    جولیای عزیزم سلام …
    بهترین آرزوها را برایت دارم همسر مهربانم. همانطور که پیش بینی
    می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
    می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
    را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
    حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
    خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
    که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
    محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
    قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
    نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
    “روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته

    و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
    تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
    مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
    مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
    از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
    خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
    پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍
    موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
    آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
    مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.

    نامه را خواندید؟
    اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید:
    پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود
    که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند. !   “یک خط در میان”
    حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید  (خط های رنگی)
    تا به اصل ماجرا پی ببرید!

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی