close
تبلیغات در اینترنت
کاش می شد...
دوشنبه 02 اردیبهشت 1398
کاش می شد روی خط سرنوشت روزهای با تو بودن را نوشت.. سرنوشت , ننوشت گر نوشت , بد نوشت اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت ! باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سرد میلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق. و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد. وباز قصه پر غصه تکرار  .... روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده و شاخ و برگ تماشایی داشتم . عاشق شدم . . . !!!! عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!! و تن خود را بی آلایش تقدیم بوسه های درد آور تبر او کردم و چه راحت…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • melika
  • ronak
  • kami
  • just-m-p
  • reza
  • elenajoon
تبلیغات
جای تبلیغات شما
تنهایی در صفحات اجتماعی


lenzor.com/tanhaee98



instagram.com/tanhaee98


سیم کارت خود را شارژکنید
❤しѲ√乇❤

I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you

♥♥HEART♥♥


╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1526
  • کل نظرات : 145
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 250
  • افراد آنلاین : 3
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 792
  • بازدید دیروز : 1,148
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 8
  • آی پی امروز : 67
  • آی پی دیروز : 85
  • بازدید هفتگی : 792
  • بازدید ماهانه : 15,627
  • بازدید سالانه : 194,550
  • بازدید کل : 1,270,259
  • اطلاعات
  • امروز : دوشنبه 02 اردیبهشت 1398
  • آی پی شما : 3.91.157.213
  • مرورگر شما :
آخرین کاربران
اتاق آرزو
قلب من

قـــلب من...

دموکراتیــک ترین دولت دنیاسـت.

آنقدر که تو را نیز همچون خودم

 از ته دل دوسـت میدارد.

هیس…!

هیس

حواس تنهایی ام را

با خاطرات

باتو بودن

پرت کرده ام…

بگو کسی حرفی نزند

بگذار

لحظه ای ارام بگیرم

آغوشــــ تــــ♥ـــــو

سهم “من” از “تو

عشق نیست ،

ذوق نیست ،

اشتیاق نیست ،

همان دلتنگی بی پایانی است

که روزها دیوانه ام می کند!!

فال حافظ
ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !
 ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...
ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ ..
ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ...
ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
کدومش قشنگ تره؟؟!!





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
< سایت عاشقانه 72 لاو =============
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
Welcome To Tanhaee98

خداوندا...

تــو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت

خداوندا..

مرا مگذار تـــنها لحظه ای حتی به خود ..

 


کاش می شد...
  • تعداد بازدید : 199
  • کاش می شد روی خط سرنوشت

    روزهای با تو بودن را نوشت..

    سرنوشت , ننوشت

    گر نوشت , بد نوشت

    اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت !

    باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سرد

    میلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق.

    و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد.

    وباز قصه پر غصه تکرار  ....

    روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده

    و شاخ و برگ تماشایی داشتم .

    عاشق شدم . . . !!!!

    عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!!

    و تن خود را بی آلایش تقدیم بوسه های درد آور

    تبر او کردم و چه راحت شکستم ، بی صدا خورد شدم ،

    چه دیر فهمیدم بی رحم است دل سنگ هیزم شکن

    و سخت تر تبر او که سوزاند تنم را ، حالا دیگر زنده نبودم

    درخت نبودم ، در چشمان سرد او فقط هیزم بودم و بس

    سرنوشتم چه بود ؟

    حالا که نه درخت بودم و نه سایه ای داشتم و نه ریشه ای

    نه برگی و نه مهمان ناخوانده ای که بر روی دستانم بنشیند

    و برای دل کوچکش آواز بخواند و بر خود بلرزد و با آهی سرد

    دوباره پر باز کند و به اوج برود

    و چه ناجوانمردانه تکه های خرد شده ام در شومینه

    رو به چشمانش آتش گرفت و او فقط لذت برد

    من در آتش میسوختم و او . . .

    و حالا زغالی بیش نیستم و خطی شدم بر

    خطوط یخ زده ورق تا شاید ماندگار باشم و همه بدانند

    روزی درختی بودم تنومند که عشق مرا به زغالی

    تبدیل کرد سیاه و دل سوخته . . .

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی