close
تبلیغات در اینترنت
عاشق
سه شنبه 29 آبان 1397
همه ی عکسها در کیفیت عالی و HD هستند
در کامپیوتر خود ذخیره و سپس مشاهده کنید
 
 
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • melika
  • ronak
  • kami
  • just-m-p
  • reza
  • elenajoon
تبلیغات
جای تبلیغات شما
تنهایی در صفحات اجتماعی


lenzor.com/tanhaee98



instagram.com/tanhaee98


سیم کارت خود را شارژکنید
❤しѲ√乇❤

I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you

♥♥HEART♥♥


╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1528
  • کل نظرات : 145
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 244
  • افراد آنلاین : 4
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 221
  • بازدید دیروز : 4,311
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • آی پی امروز : 17
  • آی پی دیروز : 37
  • بازدید هفتگی : 4,532
  • بازدید ماهانه : 70,262
  • بازدید سالانه : 231,349
  • بازدید کل : 980,321
  • اطلاعات
  • امروز : سه شنبه 29 آبان 1397
  • آی پی شما : 54.90.185.120
  • مرورگر شما :
آخرین کاربران
اتاق آرزو
قلب من

قـــلب من...

دموکراتیــک ترین دولت دنیاسـت.

آنقدر که تو را نیز همچون خودم

 از ته دل دوسـت میدارد.

هیس…!

هیس

حواس تنهایی ام را

با خاطرات

باتو بودن

پرت کرده ام…

بگو کسی حرفی نزند

بگذار

لحظه ای ارام بگیرم

آغوشــــ تــــ♥ـــــو

سهم “من” از “تو

عشق نیست ،

ذوق نیست ،

اشتیاق نیست ،

همان دلتنگی بی پایانی است

که روزها دیوانه ام می کند!!

فال حافظ
ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !
 ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...
ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ ..
ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ...
ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
کدومش قشنگ تره؟؟!!





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
< سایت عاشقانه 72 لاو =============
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
Welcome To Tanhaee98

خداوندا...

تــو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت

خداوندا..

مرا مگذار تـــنها لحظه ای حتی به خود ..

 

*********************

فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی (اوریفلیم) سایت تنهایی98

از تاریخ 96/6/6 شروع به کار میکند.


تمامی محصولات اصل و اورجینال بوده و کاملا گیاهی هستند.


به مدیریت : ملیکا (زهرا) رشیدی

برای سفارش و مشاوره رایگان با آیدی تلگرام

telegram.me/ZahraRsh73

در ارتباط باشید


آدرس اینستاگرام لوازم آرایشی ما :

oriflame_soed_m@

برگزار کننده مسابقات بزرگ اوریفلیم به همراه اهدای جوایز ویژه


فروشگاه گل کاغذی

با سلام خدمت همه ی بازدیدکننده های عزیز سایت تنهایی98


سایت تنهایی98 مفتخر است که همراهان و دوستدارانی همچون شما را دارد که همیشه

باعث پیشرفت و دیده شدن این سایت بودید.و در همه ی امور ما را یاری کردید.


اینبار این سایت قصد دارد تا در جشن ها و شادی های شما شریک شود

و به شما در برپایی جشنی زیبا برای تولد ، نامزدی و... یاری دهد.

از این پس میتوانید تم های تولد و جشن مورد علاقه ی خود را از اینجا و با قیمت مناسب و کیفیت عالی تهیه کنید.



برای مشاهده ی نمونه های بیشتر میتونید به کانال تلگرام 

https://t.me/tanhaee98_Decorative_flower

مراجعه کنید.

حتما کسی را در زندگی دوست بدارید
  • تعداد بازدید : 151
  • حتما کسی را در زندگی دوست بدارید

    حتما کسی را در زندگی دوست بدارید . چیزی را ، حتی ! فرصت بسیار کم است .
    همین که چشم هامان را ببندیم و روی تخت دراز بکشیم ، دیر یا زود خوابمان میبرد و یک روز کمتر عاشق بوده ایم . اما قرار هم نیست دلمان را خرجِ بیهوده کنیم ...
    آدم ها گاهی از نگرانیِ گلدانِ آب نخورده ، سفر را دیرتر می روند !
    دلبستگی آدم را بزرگ می کند . حتما قرار نیست آدم به آدم عاشقی کند ...
    جمعه ، برای کسانی که دوست داشتن بلد نیستند غمگین است ..!

    #صابر_ابر

    مَن از نَســــل
  • تعداد بازدید : 217
  • مَن از نَســــل لِـــــیلی ام... 

     مَن از جِنـــس شــــیرینَم... 

     مَن دُخــــــترم... 

     با تمام حساســـیت های دُخترانه ام... 

     با تَلنگری بارانـــی میشوم... 

     با جُـــــمله ای رام میشوم... 

    با کَلـــمه ای عــــــاشق میشوم...

    با پُــــــشت کردنی ویــــــران میشوم... 

    به راحَتی وابَــــــسته میشوم... 

    با پیــــــروزی به اُوج میرسم... 

    هنوز هم با عروسَـــــــکهایم حَرف میزنَم... 

     هنوزم هَم برایِشان لـــالـــایی میخوانَم... 

    من دُخـــــترم...

    پُر از راز... 

    هرگز مرا نَخواهی دانِــــست... 

     هرگز سَرچِشــمه اَشکــــــهایم را نمی یابی... 

    هرگز مرا نِمیفَــــهمی... 

    مَگر از نَـــــــسلم باشی... 

     مَگر از جِنــــسم باشی...

    لبخند عاشقانه
  • تعداد بازدید : 234
  • لبخند عاشقانه

    نگاه کن! 

    آن دور دستها ... 

    یکی تنها به انتظار ایستاده ... 

    لبخندی عاشقانه را ! 

    دستی برایش تکان بده ... 

    تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش! 

    دَسـت بـ ـه “صورتـَـم” نـَزن !
  • تعداد بازدید : 196



  • دَسـت بـ ـه “صورتـَـم” نـَزن !
    می تـرسم بیـفـتـَد نِقـآب خنـدان ـی کِـه بـر چِهـره دارم
    و بعــد سیـلِ اشـک هـآیـَم “تـــــو” را بـآ خـود بِبَــرد
    و بـاز مَن بمـآنـ ـم و تنهــــــآیی …!

    عاشقت هستم و عشق از تو تمنا نكنم
  • تعداد بازدید : 190
  • عاشقت هستم و عشق از تو تمنا نكنم

    دل خود،خار در اين گنبد مينا نكنم

    كار من عاشقي و كار تو عاشق كشي است

    پس بدانم كه منم با چو تويي ما نكنم

    ديده ي غمزده از نرگس جادو بستم

    كه دل خويش گرفتار معما نكنم

    اين همه ناز نكن،عمر كمي كوتاه است

    بر حذر باش كه با ناز دگر تا نكنم

    كس نداند كه در آن پرده چه ها مي كردي

    دشمنت نيستم و راز تو حاشا نكنم

    توبه از بوسه ي لب هاي لطيفت كردم

    كه دگر دم به دم از درد خدايا نكنم

    چهره ي چون مه و چشمان دل انگيزت را

    داغ بر دست نهادم كه تماشا نكنم

    سال ها بود كه من عاشق و شيدا بودم

    توبه كردم كه هواي دل شيدا نكنم

    در تب عاشقي و مستي ات آرام نبود

    دل بيچاره ي خود در تب سودا نكنم

    همه شب از غم تنهايي خود ترسيدم

    همه گفتند به هامون،كه پروا نكنم

    نویسنده : m_admin تاریخ : شنبه 10 اسفند 1392 امتیاز :
    برچسب ها : عاشقت هستم و عشق از تو تمنا نكنم , عاشقت هستم , سایت غزل جدید , غزل های معاصر جدید , غزل , عاشق , شعرهای عاشقانه , سایت عاشقانه , عکسهای عاشقانه , عاشقت هستم و عشق از تو تمنا نكنم دل خود،خار در اين گنبد مينا نكنم كار من عاشقي و كار تو عاشق كشي است پس بدانم كه منم با چو تويي ما نكنم ديده ي غمزده از نرگس جادو بستم كه دل خويش گرفتار معما نكنم اين همه ناز نكن،عمر كمي كوتاه است بر حذر باش كه با ناز دگر تا نكنم كس نداند كه در آن پرده چه ها مي كردي دشمنت نيستم و راز تو حاشا نكنم توبه از بوسه ي لب هاي لطيفت كردم كه دگر دم به دم از درد خدايا نكنم چهره ي چون مه و چشمان دل انگيزت را داغ بر دست نهادم كه تماشا نكنم سال ها بود كه من عاشق و شيدا بودم توبه كردم كه هواي دل شيدا نكنم در تب عاشقي و مستي ات آرام نبود دل بيچاره ي خود در تب سودا نكنم همه شب از غم تنهايي خود ترسيدم همه گفتند به هامون،كه پروا نكنم ,
    داستان عشق پولی
  • تعداد بازدید : 168
  • داستان عشق پولی

    روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیوانا آورد و گفت

    اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر جوان و بیکاری از یک خانواده فقیر است...

    بقیه داستان در ادامه مطالب

    متن های زیبا و کوتاه عاشقانه احساسی
  • تعداد بازدید : 126
  • :::::: ::::::
        با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
    بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
    خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …
    تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
    دوستت دارمــ

     

     

      
    مداد را به من دادن

    گفتن بنویس یک رویا را

    من روی برگه سفید

    فقط نوشتم تو



       
    باز كه بي قرارمو دلواپس نگاه تو

    تموم هستي مني، بمون هميشه پيش من
    بقیه در ادامه مطالب
    من خودمو نمي بازم
  • تعداد بازدید : 132
  • من خودمو نمي بازم ؛

    حتا اگه دستام بلرزن ،

    اگه چشام تار ببينن ،

    اگه پاهام راهِ درستُ تشخيص ندن ...،

    گاهي حس مي كنم گُم شدم

    حس ميكنم هيچ جايي تو اين دنيا ندارم

    هيچ دوستي ...

    هيچ آدمي كه نگرانم باشه ...

    شايد چهره.م همچين چيزيو نشون نده

    اما من واقعن يه موقع هايي خَستَم ...

    دلم ميخواد كسي باشه

    دستي باشه

    دلم مي گيره و من هي به خودم ميگم عب نداره دل كارش گرفتنه ...

    تا كي بگم ...؟

    مهم نيست ...

     

     

    من خودمو نمي بازم .

    تنهایی
  • تعداد بازدید : 99
  • هر چقدر هم که بگویی :

    تنهایی خوب است؛

    هم من و هم تو میدانیم که:

    تنهایی خوب نیست …

    ولی چه میتوان کرد وقتی خوبی نمانده تا به تنهایی، واژه تنهایی را از تخته سیاه زندگی پاک کند …

    تو را
  • تعداد بازدید : 143
  •  

    ✘.. گــفـتـی کــه مـا بــه درد هــم نــمی خـوریـم...

    امــا هــرگـز نــفـهـمـیـدی مــن تــو را بــرای

    دردهــایـم نــمی خـواسـتـم..✘..


     

    گفتند: نگذر از غرورت، کار خوبی نیست
  • تعداد بازدید : 135
  • گفتند: نگذر از غرورت، کار خوبی نیست  باید خودت فهمیده باشی یار خوبی نیست 

     

    گفتند: نگذر از غرورت، کار خوبی نیست

    باید خودت فهمیده باشی یار خوبی نیست

     

    گفتند: هرگز لشگرت را دست او نسپار

    این خائنِ بالفطره پرچم دار خوبی نیست    !

     

    سیگار و تو، هردو برای من ضرر دارید

    تو بدتری،هرچند این معیار خوبی نیست    !

     

    ترک تو و درک جماعت کار دشواری ست

    تکرار تنهایی ولی تکرار خوبی نیست   ...

     

    آزادی از تو، انحصار واقعی از من

    بازیّ شیرینی ست، استعمار خوبی نیست

     

    از هر سه مردِ بینِ بیست و پنج تا سی سال

    هر سه اسیر چشم تو... آمار خوبی نیست!

     

    دیوار ما از خشتِ اوّل کج نبود، اما

    این عشق پیر لعنتی معمار خوبی نیست

     

    دیوارِ من ، دیوارِ تو ، دیوارِ ما ... ، افسوس...

    دیوارِ حاشا خوبِ من، دیوار خوبی نیست

     

    آرام بالا رفتی و از چشمم

                                     اف

                                      تا

                                     دی

    من باختم؛هرچند این اقرار خوبی نیست!

    قسمت سوم داستان عاشقانه صابی و هاجر
  • تعداد بازدید : 137
  • قسمت سوم داستان عاشقانه صابی و هاجر


     

    کارمون شده بود هر روز و هرشب اس بازی و حرف زدن تلفنی باهمدیگه(البته فقط با جیب بنده!!!)

    حتی عکس همدیگه رو ندیده بودیم.ولی با این حال منم بهش دل بسته بودم دختر خوبی بود ولی واسه من عالی ترین بود.شوخ بود و شیرین زبون و کاملا زبون باز و شیطون به معنای واقعیه کلمه.همونی که همیشه آرزشو داشتم.

    با اینکه من از یه خانواده متوسط بودم و اون از یه خانواده  مرفه ولی این من بودم که هر روز دوتا شارژ دو هزاری برای هر دوتامون میگرفتم.حتی روزی می شد که من خرج شارژم به 10 تومنم میرسید ولی اون حتی به خیالشم نبود.

    بقیه در ادامه مطالب

    برایت آرزو می کنم . . .
  • تعداد بازدید : 173
  • بـرایــت رویــاهــایـی آرزو میکـنـم تـمــام نـشـدنـی


    و آرزوهــایــی پــرشــور


    کــه از مـیـانـشـان چنـد تـایـی بــرآورده شــود....


    برای خواندن ادامه متن به ادامه مطالب مراجعه کنید

    من تو را دوست داشتم
  • تعداد بازدید : 115
  • مـــن تورا دوســــ♥ــت داشتم !!

    و تـــــو

    غــــــرورت را بیشــــــتر از مـن…

    بگــذریم…

    نه چیزی از غــــــــرور تو مانده !!

    و

    نــــــه از دوســـــــــت داشتن من

    گاهی وقت ها…
  • تعداد بازدید : 128
  • گاهی که خیلی غمگین میشوم

    گریه نمیکنم

    فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم

    و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم

    و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم

    و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید

    و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم

    و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !

    گاهی که خیلی غمگین میشوم

    خودم را نوازش می کنم در اوج تنهایی

    و خود را در آغوشِ خود رها میکنم

    دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم

    و فراموش نشده ام

    نمرده ام !

    گاهی که خیلی غمگین میشوم

    مدتها خود را در آینه مینگرم !

    امشب از آن گاهی هاست …

    داستان ژاله و منصور
  • تعداد بازدید : 162
  • نگاره: ‏امروز روز دادگاه بود ومنصور ميتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه كرد چه دنياي عجيبي دنیای ما. يك روز به خاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمي شناختم وامروز به خاطر طلاقش خوشحالم. 

ژاله و منصور 8 سال دوران كودكي رو با هم سپري كرده بودند.انها همسايه ديوار به ديوار يگديگر بودند ولي به خاطر ورشكسته شدن پدر ژاله، پدر ژاله خونشونو فروخت تا بدهي هاشو  بده بعد هم آنها رفتند به شهر خودشون. بعد از رفتن انها منصور چند ماه افسرده شد. منصور بهترين همبازي خودشو از دست داده بود. 

7سال از اون روز گذشت منصور وارد دانشگاه حقوق شد. 

دو سه روز بود که برف سنگيني داشت مي باريد منصور كنار پنچره دانشگاه ايستا ده بود و به دانشجوياني كه زير برف تند تند به طرف در ورودی دانشگاه مي آمدند نگاه مي كرد. منصور در حالي كه داشت به بيرون نگاه مي كرد يك آن خشكش زد ژاله داشت  وارد دانشگاه مي شد.  منصور زود خودشو به در ورودي رساند و ژاله وارد شده نشده بهش سلام كرد ژاله با ديدن منصور با صدا گفت: خداي من منصور خودتي. بعد سكوتي ميانشان حكم فرما شد منصور سكوت رو شكست و گفت : ورودي جديدي ژاله هم سرشو به علامت تائيد تكان داد. منصور و ژاله بعد از7 سال دقايقي باهم حرف زدند و وقتي از هم جدا شدند درخت دوستي كه از قديم  ميانشون بود بيدار شد . از اون روز به بعد ژاله ومنصور همه جا باهم بودند آنها همديگر و دوست داشتند و این دوستی در مدت کوتاه تبديل شد به يك عشق بزرگ، عشقي كه علاوه بر دشمنان دوستان رو هم به حسادت وا مي داشت .

منصور داشت دانشگاه رو تموم مي كرد وبه خاطر اين موضوع خيلي ناراحت بود چون بعد از دانشگاه نمي تونست مثل سابق ژاله رو ببينه به همين خاطر به محض تمام شدن دانشگاه به ژاله پيشنهاد ازدواج داد و ژاله بي چون چرا قبول كرد طي پنچ ماه سور سات عروسي آماده شد ومنصور ژاله زندگي جديدشونو اغاز كردند. يه زندگي رويايي زندگي كه همه حسرتشو و مي خوردند. پول، ماشين آخرين مدل، شغل خوب، خانه زيبا، رفتار خوب، تفاهم واز همه مهمتر عشقي بزرگ كه خانه اين زوج خوشبخت رو گرم مي كرد. 

ولي زمانه طاقت ديدن خوشبختي اين دو عاشق را نداشت. 

 در يه روز گرم تابستان ژاله به شدت تب كرد منصور ژاله رو به بيمارستانهاي مختلفي برد ولي همه دكترها از درمانش عاجز بودند بيماري ژاله ناشناخته بود. 

اون تب بعد از چند ماه از بين رفت ولي با خودش چشمها وزبان ژاله رو هم  برد وژاله رو كور و لال کرد. منصور ژاله رو چند بار به خارج برد ولي پزشكان انجا هم نتوانستند كاري بكنند. 

بعد از اون ماجرا منصور سعي مي كرد تمام وقت آزادشو واسه ژاله بگذاره ساعتها براي ژاله حرف مي زد براش كتاب مي خوند از آينده روشن از بچه دار شدن براش مي گفت. 

ولي چند ماه بعد رفتار منصور تغير كرد منصور از اين زندگي سوت و كور خسته شده بود و گاهي فكر طلاق ژاله به ذهنش خطور مي كرد.منصور ابتدا با اين افكار مي جنگيد ولي بلاخره  تسليم اين افكار شد و تصميم گرفت ژاله رو طلاق بده. در اين ميان مادر وخواهر منصور آتش بيار معركه بودند ومنصوررا براي طلاق تحریک می کردند. منصور ديگه زياد با ژاله نمی جوشید بعد از آمدن از سر كار يه راست مي رفت به اتاقش. حتي گاهي مي شد كه دو سه روز با ژاله حرف نمي زد. 

يه شب كه منصور وژاله سر ميز شام بودن منصور بعد از مقدمه چيني ومن ومن كردن به ژاله گفت: ببین ژاله می خوام یه چیزی بهت بگم. ژاله دست از غذا خوردن برداشت و منتظر شد منصور حرفش رو بزنه منصور ته مونده جراتشو جمع کرد و گفت  من ديگه نمي خوام به اين زندگي ادامه بدم يعتي بهتر بگم نمي تونم. مي خوام طلاقت بدم و مهريتم.......  دراينجا ژاله انگشتشو به نشانه سكوت روي لبش گذاشت و با علامت سر پيشنهاد طلاق رو پذيرفت. 

بعد ازچند روز ژاله و منصور جلوي دفتري بودند كه روزي در انجا با هم محرم شده بودند منصور و ژاله به دفتر طلاق وازدواج رفتند و بعد از مدتي پائين آمدند در حالي كه رسما از هم جدا شده بودند. منصور به درختي تكيه داد وسيگاري روشن كرد  وقتي ديد ژاله داره مياد به طرفش رفت و ازش خواست تا اونو برسونه به خونه مادرش. ولي در عين ناباوري ژاله دهن باز كرده گفت: لازم نكرده خودم ميرم بعد عصاي نايينها رو دور انداخت ورفت. منصور گیج منگ به تماشاي رفتن ژاله ايستاد .

ژاله هم مي ديد هم حرف مي زد . منصور گيج بود نمي دونست ژاله چرا اين بازي رو سرش آورده . منصور با فرياد گفت من كه عاشقت بودم چرا باهام بازي كردي و با عصبانيت و بغض سوار ماشين شد و رفت سراغ دكتر معالج ژاله. وقتي به مطب رسيد تند رفت به طرف اتاق دكتر و يقه دكترو گرفت وگفت:مرد نا حسابی من چه هيزم تري به تو فروخته بودم. دكتر در حالي كه تلاش مي كرد يقشو از دست منصور رها كنه منصور رو به آرامش دعوت می كرد بعد  از اينكه منصور کمی آروم شد دكتر ازش قضيه رو جويا شد. وقتي منصور تموم ماجرا رو تعريف كرد دكتر سر شو به علامت تاسف تكون داد وگفت:همسر شما واقعا كور و لال شده بود ولي از یک ماه پيش يواش يواش قدرت بينايي و گفتاريش به كار افتاد و سه روز قبل كاملا سلامتيشو بدست آورد.همونطور كه ما براي بيماريش توضيحي نداشتيم براي بهبوديشم توضيحي نداريم. سلامتي اون يه معجزه بود. منصور ميون حرف دكتر پريد گفت پس چرا به من چيزي نگفت. دكتر گفت: اون مي خواست روز تولدتون موضوع رو به شما بگه...

 منصور صورتشو ميان دستاش پنهون كرد و به بی صدا اشک ریخت. فردا روز تولدش بود...‏

     

    این داستان بسیار قشنگ و غمگین...

    وقتتونو بزارین بخونین پشیمون نمیشین


    امروز روز دادگاه بود ومنصور ميتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه كرد چه دنياي عجيبي دنیای ما. يك روز به خاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمي شناختم وامروز به خاطر طلاقش خوشحالم. 

    ژاله و منصور 8 سال دوران كودكي رو با هم سپري كرده بودند.....

    بقیه داستان در ادامه مطالب

    جملات عاشقانه همراه با عکس
  • تعداد بازدید : 138
  • روبه روم

     روی صندلی بشین

     نگام کن

    مدل ترانه هام باش

     

    ادامه مطالب 

    اس ام اس شکلک دار
  • تعداد بازدید : 156
  • اس ام اس عاشقانه شکلک دار

    اس ام اس شکلک دار جدید مهر 92

    جدیدترین و زیباترین اس ام اس های شکلک دار زیبا و عاشقانه  را در این مطلب بخوانید و لذت ببرید…..

     برای مشاهده اس ام اس شکلک دار به ادامه مطلب بروید…

    گاهی وقتا …
  • تعداد بازدید : 123
  • گاهی وقتا ...,پیام کوتاه پیام متن های غمگین سایت عاشقانه آخرین دیدار سایت عاشقانه جمله های کوتاه احساسی جمله های غمگین و عاشقانه تنهایی اس ام اس های غمگین اس ام اس غمگین اس ام اس احساسی اس ام اس احساس

     

    گــــــــاهـــی بـــــایـــد زل بـــــزنـــــی به آیــــنه

    خیـــــره بشـــــی به چشـــــمای خـــــودت

    بگـــی :

    به درکـــــــ که دوســــتم نـــــداره ..!

    گفتمش
  • تعداد بازدید : 133
  • گفتمش بی تو دلم می میرد 

     

      گفت با خاطره ها خلوت کن

     

    گفتمش خنده به لب می میرد

     

    گفت با خون جگر عادت کن

     

    گفتمش با که دلم خوش باشد ؟ 

     

     گفت غم را به دلت دعوت کن

     

     گفتمش راز دلم را چه کنم ؟

     

     

    گفت با سنگ دلم صحبت کن !

     
    وفا
  • تعداد بازدید : 190
  • سکوت و صبوری مــــرا

    به حسـابِ ضعف و بی کسی ام نگذارید !

    دلـــم به چیـــزهایی پای بند است

    که شما وفـایتان قـــــد نــــمیدهد