close
تبلیغات در اینترنت
نوشته های عاشقانه
چهارشنبه 28 آذر 1397
گاهی گهگــــــــــــــــــاهی باید به ادم ها فرصت داد
تا خودشان را بشناسند
شما را بشناسند
و بدانند و بفهمند بهتر از شما نه در این زمین خاکیست برای آنها نه در آن آسمان آبی...
بفهمند چقدر عزیز بودند و هستند
چقدر خواستنی و دوست داشتنی
گاهی حتی مادرانشان هم آنها را به اینقدر دوست ندارند
و تو!بدان این فرصت است که در اختیارت گذاشته ام...
من رفتم تا تو برگردی
 
و این امید برگشتنت است که مرا ایستاده نگه داشته
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • melika
  • ronak
  • kami
  • just-m-p
  • reza
  • elenajoon
تبلیغات
جای تبلیغات شما
تنهایی در صفحات اجتماعی


lenzor.com/tanhaee98



instagram.com/tanhaee98


سیم کارت خود را شارژکنید
❤しѲ√乇❤

I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you

♥♥HEART♥♥


╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1528
  • کل نظرات : 145
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 244
  • افراد آنلاین : 3
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 297
  • بازدید دیروز : 5,455
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • آی پی امروز : 40
  • آی پی دیروز : 84
  • بازدید هفتگی : 9,377
  • بازدید ماهانه : 40,176
  • بازدید سالانه : 286,621
  • بازدید کل : 1,035,593
  • اطلاعات
  • امروز : چهارشنبه 28 آذر 1397
  • آی پی شما : 54.236.180.104
  • مرورگر شما :
آخرین کاربران
اتاق آرزو
قلب من

قـــلب من...

دموکراتیــک ترین دولت دنیاسـت.

آنقدر که تو را نیز همچون خودم

 از ته دل دوسـت میدارد.

هیس…!

هیس

حواس تنهایی ام را

با خاطرات

باتو بودن

پرت کرده ام…

بگو کسی حرفی نزند

بگذار

لحظه ای ارام بگیرم

آغوشــــ تــــ♥ـــــو

سهم “من” از “تو

عشق نیست ،

ذوق نیست ،

اشتیاق نیست ،

همان دلتنگی بی پایانی است

که روزها دیوانه ام می کند!!

فال حافظ
ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !
 ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...
ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ ..
ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ...
ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
کدومش قشنگ تره؟؟!!





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
< سایت عاشقانه 72 لاو =============
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
Welcome To Tanhaee98

خداوندا...

تــو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت

خداوندا..

مرا مگذار تـــنها لحظه ای حتی به خود ..

 

*********************

فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی (اوریفلیم) سایت تنهایی98

از تاریخ 96/6/6 شروع به کار میکند.


تمامی محصولات اصل و اورجینال بوده و کاملا گیاهی هستند.


به مدیریت : ملیکا (زهرا) رشیدی

برای سفارش و مشاوره رایگان با آیدی تلگرام

telegram.me/ZahraRsh73

در ارتباط باشید


آدرس اینستاگرام لوازم آرایشی ما :

oriflame_soed_m@

برگزار کننده مسابقات بزرگ اوریفلیم به همراه اهدای جوایز ویژه


فروشگاه گل کاغذی

با سلام خدمت همه ی بازدیدکننده های عزیز سایت تنهایی98


سایت تنهایی98 مفتخر است که همراهان و دوستدارانی همچون شما را دارد که همیشه

باعث پیشرفت و دیده شدن این سایت بودید.و در همه ی امور ما را یاری کردید.


اینبار این سایت قصد دارد تا در جشن ها و شادی های شما شریک شود

و به شما در برپایی جشنی زیبا برای تولد ، نامزدی و... یاری دهد.

از این پس میتوانید تم های تولد و جشن مورد علاقه ی خود را از اینجا و با قیمت مناسب و کیفیت عالی تهیه کنید.



برای مشاهده ی نمونه های بیشتر میتونید به کانال تلگرام 

https://t.me/tanhaee98_Decorative_flower

مراجعه کنید.

عاشقانه هایم (سری2)
  • تعداد بازدید : 102
  • عاشقانه هایم (سری2)

    وقتی می گویی نرو
    از آنگاه که می گویی بیا
    بیشتر دوستت دارم
    نمیدانم و هرگز هم نخواهم فهمید
    نرو ، از بیا
    چرا این گونه محزون تر است

     

    ●_●
    عكاس📷:🌱
    @niloufar.dnpr
    . . 
    شاعر:🍃#حسن_آذری
    ●_●


    تو زیبا بودی 
    و فروردین که داشت
    از لا به لای موهایت
    برای درختان شکوفه می بُرد

     

    ●_●
    عكاس :📷🍀
    @alisoltanimoghadam
    . . 
    شاعر :🍃 #حمید_جدیدی
    ●_●

     

    عاشقانه های دو نفره (سری2)
  • تعداد بازدید : 92
  • عاشقانه های دو نفره (سری2)

    من
    کنارِ تو
    تماشایی شدم

     

    واژها از : #روزبه_بمانی

    #عكاس📷:🍃
    @shiva.ghomeshi 

     

    ‎حواسم پرت زیبایی ات شد
    ‎من دست و پا چلفتی
    ‎نصف بیشتر شعرم را ریختم زمین
    ‎فقط ماند
    !‎یک دوستت دارم ساده

     

    واژها از : #حامد_نیازی

    #عكاس📷:🍃
    @rahashii 

     

    .
    بعضی کارها مردانه است
    باید قبول کرد
    مثل دوست داشتن یک زن
    .

    ●_●
    عكاس :📷🍀
    @rahaay_ 
    شاعر :🍃 #ریحانه_تحویلی
    ●_●

     

    عاشقانه های دو نفره (سری1)
  • تعداد بازدید : 109
  • عاشقانه های دو نفره (سری1)

    دریا را دوست دارم
    اگر با تو در کنار ساحل قدم بزنم
    و تو را در کنار خود احساس کنم
    صدای امواج اش را دوست دارم
    زمانی که دست در دست تو باشم
    و در سکوت به فریاد امواج اش دل بسپارم

    #pic_poem

    آیدی اینستاگرام عکاس : @life._.studio

     

    مرا آنقدر شاعر کرده ای 
    که می توانم
    شاخه ی جدا شده
    از درخت باشم
    اما دوبار شکوفه بدهم
    .

    #عكاس📷:🌱
    @carnik.photography 
    #شاعر : 🍃#بهنام_مهدی_نژاد

     

    نوشته ای طنز از انتخاب اسم زن ها
  • تعداد بازدید : 93
  •  نوشته ای طنز از انتخاب اسم زن ها

    طنز عاشقانه دخترهای رنگی

    بیخودی نیست که اسم گل ها را از اسم زن ها انتخاب کرده اند ، مثلا آقا هوشنگ، جز یک سبیل پر پشت چه دارد که بتواند اسم یک گل باشد ،
    گل ظرافت دارد ، ظرافت در رنگ ، نقش و دیگری در بو
    زن ها هم همینند...
    همه ی گل ها آنقدر ها هم که باید زیبا نیستند ، و بعضی خیلی زیبا هستند و آنقدر که باید عطر خوشی از خودشان متساعد نمی کنند ،
    یکی هم که زیباست و خوشبو شاید آنقدر ها عمر نکند ،
    زن ها همه شان گلِ گلند
    یکی زیباست که چشم های همه را خیره می کند ، یکی مهربانی اش جلوه می کند ، یکی دست پخت دارد بیا و ببین ، یا مثلا یکی آنقدر خوش ذوق است ، سبزی پلو را میریزد توی سینی قلم کاری شده ی اصفهان ، ماهی شکم پر را طوری می آراید که ماهی بیچاره اگر جان داشت حتما یک سلفی می گرفت ، یکی هم فقط بلد است حرف بزند ، همین خوب حرف زدن ، کم چیزی نیست ، اینکه خستگی یک شب کشیک را با دو کلمه از تن آقا در کند آخرِ همه ی ظرافت هاست ،
    بعضی خانم ها هم هستند اهل ساز و آواز و دهل ، یک چنگی به تار بزنند ، قند توی دل مردشان آب می کنند ، یک زن هایی هستند چشم هایشان حکم سلاح دارد ، با همان ریملی که از دوشنبه بازار خریده اند تو را به رگبار می بندند ، دیده اید بعضی گل ها هستند برگ هایشان بهتر از خودشان ، بعضی زن ها هستند موهایشان بهتر از صورت ساده شان ، همین موهای مشکی رنگ نخورده را بلند می کنند ، می گذارند میان یک گلِ سر توپ توپی و تو هلاک می شوی..
    زن ها همه از دم گل تشریف دارند ، شما ببین کدام بیشتر به گلدان دلت می آید ، آب و نان از تو ، ریشه از او ، و به همین سادگی عشق گل می کند..

    #مسعود_ممیزالاشجار

    یک نفر آدم را از تهِ دل دوست داشته باشد
  • تعداد بازدید : 126
  •  یک نفر آدم را از تهِ دل دوست داشته باشد
    «...خیلی مهم است که یک نفر ، فقط یک نفر ... »
    کمی مکث کرد ، انگار بغض راه گلویش را گرفت ، اما زود به خودش مسلّط شد .
     
    « ... یک نفر توی دنیا، آدم را از تهِ دل دوست داشته باشد. میفهمی ؟ حتّی اگر بد دوست داشته باشد، یعنی از طرزِ دوست داشتنش خوشت نیاید .»
     
    عکس های تو جان دارند ...
  • تعداد بازدید : 199
  •  عکس های تو جان دارند ...

    مـخـتـرع دوربـیـن عـکاسی اگـر مـی دانـسـت ،


    سـاعـت هـا حــرف زدن بــا یک عـکـس بـی جــان


    چــه بــر سـر آدم می آورد . . .


    هـیـچـگاه دسـت بـه ایـن چـنـیـن اخـتـراعـی نـمی زد !


    الـبـتـه که عـکـس هـای تــو جـان دارنـد . . .


    ایـن را حـــال پــریـشـان مـن مـی گــویـد ،


    وگــرنـه هـیــچ دیــوانـه ای


    صـفـحـه مـوبــایـل را نـمـی بــوسـد


    و در آغــوش نـمـی کـشـد . . . !

     

    « علی سلطانی »

    لینک کانال تلگرام ما: tlgrm.me/tanhaee98_ir
    روشنی را، بهار را از من بگیر
  • تعداد بازدید : 117
  •  روشنی را، بهار را از من بگیر
    بهار را می گسترانی و نمی دانی
    که این بی حوصله جز پریشان کردن
    نمی داند
    #هوشنگ_چالنگی
     
     
    دیگر بهار چه مفهومی دارد!
    کرانه ها آبی نیست
    من کرخت می شوم
    باد هم نمی آید
    چه پریشانست
    من
    #یار_محمد_اسدپور 
     
    پیراهن کبود پر از عطر خویش را
    برداشتم که باز بپوشم شب بهار
    دیدم ستاره های نگاهت هنوز هم
    در آسمان آبی آن مانده یادگار...
    #ژاله_اصفهانی
     
    نان را از من بگیر اگر می خواهی
    هوا را از من بگیر اما
    خنده ات را نه...
    نان را، هوا را
    روشنی را، بهار را
    از من بگیر
    اما خنده ات را هرگز!
    تا چشم از دنیا نبندم
    پابلو نرودا
    ♥عاشقانه های پاک♥
  • تعداد بازدید : 220
  • ♥عاشقانه های پاک♥

    مطمئن باش مردی که تو را دوست داشته باشد نسبت به تو غیرت دارد!!شک نکن!
    مردی که دوستت ندارد,برایش فرق نمیکند... چه بپوشی...کجا بروی...کی برگردی...با کی باشی...توی پیجت چه عکسی بگذاری یا پروفایلت چه عکسی باشد..
    .
    مردی که عاشق توست میخواهد همه چیزت....زیبایی ات...عاطفه و عشقت...زنانگی ات... پاکی و عفتت... همه صرفا و منحصرا برای خودش باشد و بس نه هیچ کس دیگر!!
    .
    دوست ندارد با پخش عکسهایت تو را عمومی کند....دوست ندارد اندام و چهره ات توجه مردان دیگر را جلب کند...نمیخواهد چشم هرزه ای شکارت کند...نمیخواهد وسیله ارضاء دیگران شوی...

    نمیخواهد بیت المال باشی..
     

    ادامه مطلب . . .

    می نویـــــــــــــــسم به طعم کاپـــــ کیک صورتی
  • تعداد بازدید : 134
  • می نویـــــــــــــــسم به طعم کاپـــــ کیک صورتی
    ❤عـــــــــــــــــــــــاشقانه مثل توت فرنگی صورتی
    ❤عــــــــــــــــــــــــاشقانه مثل شیرینی کاپ کیک
    ❤عــــــــــــــــــــــشقانه مثل رژصورتی
    ❤عاشقانه میبوسمت تا جای لبانم عاشقانه بر گونه

     

    ❤هایـــــــــــــــت بماند
    خاطره ات به جای تو
  • تعداد بازدید : 133
  • خاطره ات به جای تو

    خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو

    حیف که مانده پیش من، خاطره‌ات به جای تو

    رفتی و آشنای تو، بی‌تو غریب ماند و بس
    قلب شکسته‌اش ولی پاک و نجیب ماند و بس

    طعنه به ماجرا بزن، اسم مرا صدا بزن
    قلب مرا ستاره کن، دل به ستاره‌ها بزن

    تکیه به شانه‌ام بده، دل به ترانه‌ام بده
    راوی آوارگی‌ام، راه به خانه‌ام بده

    یک‌سره فتح می‌شوم، با تو اگر خطر کنم
    سایه‌ی عشق می‌شوم، با تو اگر سفر کنم

    شب‌شکن صد آینه با شب من چه می‌کنی؟
    این همه نور داری و صحبت سایه می‌کنی

    وقت غروب آرزو بهت مرا نظاره کن
    با تو طلوع می‌کنم ولوله‌ای دوباره کن

    با تو چه فرق می‌کند زنده و مرده بودنم
    کاش خجل نباشم از زخم نخورده بودنم

     

    دکتر افشین یداللهی

    نوشته های غمگین و دلشکسته با عنوان ” تنهایی یعنی “
  • تعداد بازدید : 128
  • نوشته های غمگین و دلشکسته با عنوان ” تنهایی یعنی “

    تنهـایی یعـنی هیچ وقــت کسی نباشه اشکات رو پاک کنه…
    تنهـایی یعـنی تو جاده بدون مقصـد…
    تنهـایی یعـنی ندیدن روزهای خوب…
    تنهـایی یعـنی نداشـتن سنــگ صـبور…
    تنهـایی یعـنی جشـن تولد با قـرص خواب…
    تنهـایی یعـنی سـر سـفره عـید تنهـای تنهـا…

     

    بقیه در ادامه مطالب

    پر از عشـــق ... آشوبم آرامشم تویی !
  • تعداد بازدید : 206
  • پر از عشـــق ... آشوبم آرامشم تویی !

    تنها ؛ تویی تو که می تپی به نبض این رهایی
    تو فارق از وفور سایه هایی
    باز آ که جز تو جهان من حقیقتی ندارد
    تو می روی که ابر غم ببارد
    به سمت ماندن ات راهی نمیشوی چرا
    آشوبم آرامشم تویی
    به هر ترانه ای سر میکشم تویی
    سحر اضافه کن به فهم آسمانم
    آشوبم آرامشم تویی
    به هر ترانه ای سر میکشم تویی
    بیا که بی تو من غم تو صد خزانم

    ****

    بگذار بگویم که از سراب این آب بریدم
    من از عطش ترانه آفریدم
    به سمت ماندنت راهی نمی شوی چرا
    گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها
    شمرده تر بگو با من حروف رفتنت
    تا من بگیرم از دلت همه بهانه ها را
    آشوبم آرامشم تویی
    به هر ترانه ای سر میکشم تویی
    سحر اضافه کن به فهم آسمانم
    آشوبم آرامشم تویی
    به هر ترانه ای سر میکشم تویی

    بیا که بی تو من غم تو صد خزانم

     "  چارتــــار "

     

     ارسالی از کاربر : Masoud

    مرا از آخر به اول بخوان
  • تعداد بازدید : 120
  • مرا از آخر به اول بخوان
    اندوه از شانه هايم بتکان!
     
    بر چشمان بى قرارم جادويى بيفکن!
     
    بازوان نحيفم را به نوازش هايت آرام کن!
     
    چون اول بار، لمس قلب گنجشکى با دست هاى کوچک کودک ،
     
    دلهره ى باختن بى آموز!
     
    با چشم هایی که هميشه درِ خانه ى خورشيد مى زند،
     
    پروانگان پيراهنم را به دشت آزاد ساز!
     
    فرستاده اى که دليلى نمى يابد بر پيامبريش،
     
    و لبخند هايى که گم مى شود
     
    در گير و دار پيشانى خيره به تو،
     
    عبادت شاد زيستن هايى کن که تمرين کم است!!
     
    به عقل سپيداريم نمى گنجد منطق!
     
    از دل بيشتر مى لغزد هر آن
     
    براى حل راه هاى منتهى به مأمنى که هيچ دستى نمى سازد!
     
    مى جوشد جسمى در من و
     
    آه که نمى تابد خستگى خروشان من به ذهن کسى!
     
    آه که چقدر تنها شده ام و
     
    باور ها نمى رسد به جسم تپنده ى کسى!
     
    نزديک بيا،
     
    به رنگ رفته ى گيسوانم،
     
    چشم هاى بى فروغ بى هوده نگاه مکن!
     
    دليلى پيدا مکن!
     
    بهانه اى باش براى
     
    برگشت شادى گم شده ى چشمانم ...
     
    تو چرخش زمين و کرات ديگر را
     
    عجيب مپندار !
     
    کمى نزديک بيا!
     
    اندوه از شانه هايم بتکان!
     
     آرى از مهربانى، شانه هايم بتکان! 
    داستانک فوق العاده زیبا و مفهومی عشق ۹ نمره ای
  • تعداد بازدید : 133
  • داستانک فوق العاده زیبا و مفهومی عشق ۹ نمره ای

    - چیه؟ چرا اینجوری نگام میکنی؟ پس کی میخوای آدم بشی؟ نکنه دوباره معلمت کتکت زده که اینجوری شدی؟ چرا لال مونی گرفتی حرف بزن دیگه؟
    صدای هاجر خانم بود. زنی قد بلند و کشیده که از اکثر زنان آبادی سر و گردنی بلندتر بود، هم قدش هم زبانش. روسری اش را همچون زنانی که سر درد دارند دور سرش بسته و چند تار موی طلایی اش از حریم روسری جا مانده بودند. همانند خیلی از زنان آبادی چادر به دور کمر بسته بود و در حالی که مشغول پخت نان بود با عصبانیت سمت علی رفت؛ ترس سراسر وجود علی را احاطه کرده بود. لباسهای زمستانی علی را از تنش در میاورد که گفت:
    - خاک بر سرت با این درس خوندنت. یکم از خواهرت زهرا یاد بگیر. اون از بابات که صبح تا شب سر کاره و تا برگرده دلم هزار راه میره اینم از تو که به جای اینکه کمکم کنی همش عذابم میدی....

    بقیه داستان در ادامه مطالب

     

    ارسالی از طرف : Ronak

    همیشه سهم آینه شکستن است
  • تعداد بازدید : 130
  • همیشه سهم آینه شکستن است

    بسیاربه سرزنش خویش نشسته ام
    وزبان به گلایه گشوده ام
    ازجایگاه خویش.
    بسیاردل تنگ بوده ام و
    لبریز ازاحساس تلخ غربتی عجیب
    درازدحام این همه آشنای ناشناس.
    هرچند که دیر است وپیر گشته ام ولی
    دانستم عاقبت که چرا
    این همه درخود شکسته ام.
    دیدم که سنگ با نگاه سردو
    دل بی تفاوتش
    دارد چه ارزشی
    اما همیشه سهم آینه
    شکستن است.

    پسر بودن یعنی چه ؟
  • تعداد بازدید : 139
  • پسر بودن یعنی چه ؟

     

    - پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر


    - پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن


    - پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن


    - پسر بودن یعنی کادو خریدن برای جی اف


    - پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می کنی


    - پسر بودن یعنی پس کی دفترچه آماده به خدمت میگیری


    - پسر بودن یعنی به زور سیکل داشتن


    - پسر بودن یعنی بابا پس کی میری برام خواستگاری


    - پسر بودن یعنی مثل خر حمالی کردن


    - پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد


    - پسر بودن یعنی چرا کار نمیکنی . . . جون بکن دیگه


    - پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین که . . .


    - پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن


    - پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی


    - پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته . . .


    - پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن


    - پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی


    - و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه . . .

    نــاراحــتـــی یــعــنــی . . .
  • تعداد بازدید : 195
  • نــاراحــتـــی یــعــنــی . . .

     

     

    به نظر شما ناراحتی یعنی چی ؟ چی شما رو ناراحت میکنه ؟ :(

    این مجموعه شامل ۵۳ عکس نوشته در مورد لحظات ناراحت کننده ی روزانه هستش . . 

    داستان آموزنده بادکنک من
  • تعداد بازدید : 188
  • داستان آموزنده بادکنک من
     

    سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند. سخنران بادکنک‌ها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد. سپس از حاضرین خواست که به اطاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد. همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند. همه دیوانه‌وار به جستجو پرداختند؛ یکدیگر را هُل می‌دادند؛ به یکدیگر برخورد می‌کردند و هرج و مرجی راه انداخته بودند که حد نداشت. مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود را بیابد. بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است. در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.
    سخنران ادامه داده گفت: «همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد. همه دیوانه‌وار و سراسیمه در جستجوی سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است. سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید.»

    بعضـــی وَقــتا.. .
  • تعداد بازدید : 139
  • تـــا حــالــــا تـــجــربــه کــردیـــن؟…

    بـعـضــى وقـتــا، دیـدن یـه عـکـس ، بـه یــاد آوردن یـه خــاطـره … ،

    یـه لـحـظــه بـرخــورد نـگــاهـت بـا نـگــاهـش تـو خـیــابـون،

    شـنـیــدن صـداش، دیــدن خـنــده هــاش، حــس کــردن بـوى عـطـرش، …

    بـاعــث مـیـشــه کـه بـا هـر ضـربــان قـلـبـت؛ تــمـام بـدنــت درد بـگـیــره

    انـگــار کـه یـکــی داره از درون مـچــالــت مـی کـنـه…

    انـگــار کـه بـا هـر دم و بـاز دم، بـا هـر ضـربــان، بـا هـر صــداى تـپــش،

    بـا هـر حـرکــت قـلــب، یـه چـکــش بـــزرگ رو بـدنــت مـیـکـوبــن!

    تــمـام تـــرک خـوردگـیـــاى قـلـبــت انـگــار تـو اون لـحـظـه سـر بـاز مـیـکـنــن

    و قـلـبــت داره مـثــل شـیـشــه شـکـسـتــه هــزار تـیـکـه مـیـشــه

    و پـخـش مـیـشـه تـو سـرتـاسـر بـدنــت…

    اون تـیـکــه هـای تـیـزشـون مـیـسـوزونــن و آتـیـشــت مـیـزنــن! …

    خـــــیـــــــــــلــــــ ـى حـــــــس بـــــدیــــــــــه

    تـو اون لـحـظــه حـاضــرى هـــــــــر کـــــــــارى بـکـنــى کـه قـلـبــت دیـگـــه

     

    نـزنــــه…

    داستان کوتاه 2014
  • تعداد بازدید : 154
  • تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت ، گفت :

    آقا ببخشید، مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه

    من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا

    این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید

    قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا

    اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه، پیر زن رو پیدا کردم

    گفتم این امانتی مال شماس، گفت حامد پسرم تویی؟

    گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟

    دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری

    شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟

    پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟

    تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت ۴ ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده

    باید تسویه کنید

    حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن

    آخر چک و نوشتم دادم دستش

    ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم

    هر چند که پسرش خیلی  …  بود

    اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه

    رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد

    بیا تو مادر

    جملات بسیار زیبا و آموزنده
  • تعداد بازدید : 138
  • سری جدید جملات زیبا و تامل برانگیز

    بقیه در ادامه مطالب

    رسم جهان این است که قانون بسازد، ولی خود از عادت پیروی می کند…

    میشل فوکو

     

    •. •. •. •. •. •جملات بسیار زیبا و آموزنده•. •. •. •. •. •

     

    اسارت و بندگی مردم، به خود آنها و میزان تحمل رنج و قبول فداکاری شان بستگی دارد..

    مهاتما گاندی

     

    •. •. •. •. •. •جملات بسیار زیبا و آموزنده•. •. •. •. •. •

     

    طریق دوست داشتن هر چیز آن است که بدانی آن را روزی از دست می دهی…

    گیلبر چیسترتن

    قصه موش دانا
  • تعداد بازدید : 195
  • یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود.

    یه جنگلی بود که درختان آن روز به روز افسرده می شد آب چشمه هایش کمتر و کمتر می شد . در این جنگل موشی بود که خیلی جاها سفرکرده بود و چون خیلی باهوش بود هر چه را می دید سعی می کرد آن را به تجربیات خود اضافه کند و آن را یاد بگیرد . 

    بقیه داستان در ادامه مطالب

    غریبه
  • تعداد بازدید : 108
  • خیلی سخته دستای کسی رو ..

    که دوستش داری ..

    که عمرته ..

    که عشقته ..

    بزاری تو دستای

      یکی دیگه و آروم بگی :

     

    آی ی ی غریبه .. مواظب

     

    عشقم باش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
     
    فدای سرت
  • تعداد بازدید : 126
  • اگه یه روز دلمو شکستی”فدای سرت

     

    فقط کفش بپوش که شکسته هاش تو پات نره

     

    من همان قفلم که از اول کلیدم گم شده...
  • تعداد بازدید : 138
  •  

    من همان قفلم که از اول کلیدم گم شده

    بی تو ای دست گشایشگر امیدم گم شده


    مثل یک خفاش ، سرگردان، شتابان، بیقرار

    در دل شب آرزوهای سپیدم گم شده


    خاطرات بد همیشه حک شده در خاطرم

    خاطرات خوب لای سررسیدم گم شده


    مانده بودی ، مانده بودم، مانده بودیم و کنون

    جمله ای هستم که ماضی بعیدم گم شده


    آه عشق روسیاهم تو چه کردی با خودت؟

    هرچه خوبی روز اول در تو دیدم گم شده

     

    "علی ارجمند"

    آرزو ها...!
  • تعداد بازدید : 214
  • شب آرزوها مجددا آغاز شد و من تنها در حسرت یک ارزو مانده ام


    آرزویی که سال هاست در پی اش سختی های فراوان کشیده ام


    شب ها بی خوابی،روز ها بی قراری،هفته های تکراری،سوخته ام


    خدایا در این شب پر از احساس و آرزو با گوشه چشمی به این دلم


    و با تمام خوبی ها و بخشندگی ها و مهربانی هایت پرده دلم را بگشاء


    آمین...!


    خدایااااا
  • تعداد بازدید : 175
  •  

    خــבایــــــــــــــــــــا!
    شبیـﮧ باבکنـکـﮯ شـבه امـ
    از بغض هایــﮯ کـﮧ بــﮧ اجبار فرو בاבه امـ
    التماس میکنمـ
    فقط یک سوزن
    تکـ ــ ﮧ تکــ ـ ﮧ شـבنمــ با خوבمـ
     
    آهای....
  • تعداد بازدید : 129
  • آهای تویی که ادعات میشه همه دنبالتن جنس ارزون زیادمشتری داره

    از عجایب سیگار همین بس که آتشش آرامت میکند در برابر کسی که دلت را آتش زده...!!

    آدم
  • تعداد بازدید : 135
  •  

    قــــــرن هاست 

    جستجوگـــر آدم هستــم 

    تا لــذت خـــوردن یک سیب ســرخ را با او تجــربه کنــــــــــم 

    قرن هاست … 

    مشکل از مـــ ـــن نیست 

    نه مــــن نه سیب ســرخ نه شیــــطان 

    تـــــــ ـــــو نایاب شـــده…
    وَقـتـی بـاخـتَمــ
  • تعداد بازدید : 172
  • وَقـتـی " بـاخـتَمــ " مَـسـیر را یـافـتَمــ !

    دَر بُـزُرگـراهـ زِنـدِگـی هَـمـوارهـ راهَتــ " راحَـت " نـَخـواهَـد بـود ...

    هـَر چـالـهـ ای " چـارهـ ای " بِهـ مـَن آمـوخـت ...

    بـَرای جـلوگـیـری اَز " پَـس رَفـت " پَـس ، بـایَـد رَفـتــ !!



    بی حرمتی
  • تعداد بازدید : 163
  • بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

    باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست

    سوگند می خورم به مرام پرندگان

    در عرف ما سزای پریدن، تفنگ نیست

    اینجا سرزمین غریبی است
  • تعداد بازدید : 180
  • خوب خوبم

    هیچ دردی ندارم

    اینجا سرزمین غریبی است

    نمی توان آن را شناخت

    باید آن را زندگی کرد

    دلم می خواهد همیشه اینجا بمانم

    عطر بهار نارنج در باغ بیداد می کند

    نمی بینمش اما صدایش مرا با خود می برد

    عاشقم می کند

    دلم تنگ است

    دلم برای دیدنش تنگ است

    کی رخ می نماید ؟

    نمی دانم ….

    تنها تنها شدم
  • تعداد بازدید : 138
  • تنها تنها شدم .

    تنها در زمين هاي پر از خوار تنهام گذشتي و تنهايم گذاشتند تنهايي ميروم وتنها يي كوه ها را طي ميكنم با تنهايي دوست شدم آري تنهايي دوست خوبيست چون از من جدا نمي شود توي شلوغي ها با تنهايي. 

    توي تنهايي با تنهايي مي مانم بهار است و مي خواهم بذر غم هايم را بكارم تنها كه ميشوم در خط ها ي موازي فرو ميروم تنها كه ميشوم در جا مانده هاي نوشته هاي صفحه ي قبل گم شده بر روي صفحه ي نو كه باقي مانده ميبينم و در فكر فرو ميروم و دوباره مينويسم آنها را.

    تنها كه ميشوم گريه ميكنم و به چراغ ها نگاه ميكنم و در پر تو هاي نور فرو ميروم كه چقدر بلند تر ميشوند تنها كه ميشوم به خورشيد نگاه ميكنم و چندي بعد در سبز شدن اطراف فرو ميروم تنها كه ميشوم در نفس هاي خواننده فرو ميروم تنها كه ميشوم در حركت إبرها فرو ميروم شده ام مانند (و) خواهر كه هيچ كس مرا نمي خواند آري من دارك مي نويسم چون زندگي مانند نوشته هايم سياه است

    آري من تنها كه ميشوم به خود مي بالم كه در پانزده سالگي در بالغي بازي ميكنم و با قلم ،كلمات رابه خواب مصنوعي مي برم و آنان را هر جور كه بخواهم مينويسم و داستان ميسازم و لقب ها را فراموش ميكنم و لقب مي سازم پول را فراموش ميكنم و صدقه ميگذارم آري حرف را فراموش ميكنم و نوشته مي سازم

    قصه عشق به یک غریبه اشنا
  • تعداد بازدید : 164
  •  

    مینویسم قصه ی عشقم را امشب

    قصه ی عشق به یک اشنا

    شایدم عشقی غریبه

    یا که نه قصه ی عشق به یک غریبه اشنا

    نزد اشنا رفتمو گفتم ای اشنا قلب من برای تو !نگاه من تصویر تو! روح من تقدیم تو! اصلا هر چه که دارم مال تو

    گوشه چشمی را به من کن

    سرش چرخاندو نگاهی به من انداخت

    گفتش تو کیستی؟ تو که هستی که در خانه ی من محبت را گدایی میکنی

    گفتمش من اشنایم! ان اشنای روزهای دیرین

    اشنای دوران کودکی،نوجوانی و کمی هم از جوانی

    یادتان نیست!عهد ما بر سر ان چشمه اب شیرین

    عهد انکه با همیم!عهد انکه یار همیم

    گفتا که در قلب من جای تو نیست!گفتا که

    ! دور شو از من!دور شو!من غریبم!من برای تو غریبم

    تو چه میدانی که عشق چیست؟تو چه میدانی که یار کیست؟

    گفتمش اری تو غریبی!تو برای من غریبی

    ای غریبه حالا حرف من را هم تو گوش کن!حرف دل گویم تو گوش کن

    همچو ان روزهایی که تو از عشق میگفتی و من میشنیدم

    ان روز که بی وداع از من رفتی چه میدانی که من چه ها کشیدم

    ان سالها که نبودی تو چه میدانی که من رنجها کشیدم

    ای غریبه هر روزدر حسرت صدای تو!هرروز در حسرت چشمان تو!هر روز در حسرت سیمای چون شیدای تو

    تو چه میدانی که من درد فراغ را کشیدم؟

    هرشب و هرروز دست به دامان رب تعالی میشدم

    گفتم برگرددو غم حجران به پایان برسد!بیاید و نا امیدی به پایان برسد

    اهسته با خود زمزمه کردم ان شب:خدایا بیاید انگونه مست!بیاید هرطور که هست

    بیایدبد و خوبش پای من!بیاید خیر و شرش مال من

    انشب که تو تو را ازدر خانه ی رب گدایی کردم نمیدانستم عاقبت این چنین میشود که محبت از در خانه ی تو گدایی میکنم  

    گاهی...
  • تعداد بازدید : 176
  • گاهی گهگــــــــــــــــــاهی باید به ادم ها فرصت داد

    تا خودشان را بشناسند

    شما را بشناسند

    و بدانند و بفهمند بهتر از شما نه در این زمین خاکیست برای آنها نه در آن آسمان آبی...

    بفهمند چقدر عزیز بودند و هستند

    چقدر خواستنی و دوست داشتنی

    گاهی حتی مادرانشان هم آنها را به اینقدر دوست ندارند

    و تو!بدان این فرصت است که در اختیارت گذاشته ام...

    من رفتم تا تو برگردی

     

    و این امید برگشتنت است که مرا ایستاده نگه داشته